|
سه شنبه, 09 مرداد 1386 10:45 |
|
پس از گذشت اين همه سال سرانجام فيلم خانواده سيمپسون به پرده سينماها رسيده است و در هفته جاري ميليونها تن از علاقهمندان اين خانواده پر ماجراكه بيش از 18 سال آنها را در تلويزيون همراهي كرده بودند اين بار برپرده سينما ماجرايي متفاوت از آنها را دنبال ميكنند.
شايد كمتر فيلمنامهاي در تاريخ سينماي جهان بوده كه 18 سال در مرحله بازنويسي و تصحيح درجازده و طي اين مدت از مشورت صدها تن از فيلمنامهنويسان و تهيهكنندگان استفاده كرده باشد. اما اكنون پس از گذشت اين همه سال سرانجام فيلم خانواده سيمپسون به پرده سينماها رسيده است و در هفته جاري ميليونها تن از علاقهمندان اين خانواده پر ماجرا كه بيش از 18 سال آنها را در تلويزيون همراهي كرده بودند اين بار در پرده سينما ماجرايي متفاوت از آنها را دنبال ميكنند. نويسندگان و تهيهكنندگان اصلي اين سريال انيميشن پربيننده در تمام اين سالها - مت گرونينگ، مايك اسكالي، ال جين و جيمز ال بروكس - اكنون اين سفر افسانه اي سينمايي را پشت سر گذاشتهاند، اما اين باعث نشده تا تدابير امنيتي براي حفظ داستان اين فيلم را فراموش كنند. آنها حتي از اكران آزمايشي فيلم براي منتقدان دريغ كردند و هنوز كسي از جزئيات داستان فيلم خبري ندارد. بروكس در مورد اين سفر سينمايي منحصر به فرد ميگويد: سخت است كه باور كنيم پس از اين همه سال به مقصد رسيدهايم .ما نميخواستيم ناخداي كشتياي باشيم كه به يك كوه يخ برخورد ميكند و اين شايد تاخير چند ساله در توليد اين فيلم را تا حد زيادي توجيه كند. شايعه ساخته شدن اين فيلم مدتها در محافل سينمايي شنيده ميشد. اولين بار شايعه ساخت اين فيلم در سال 1992 به گوش رسيد؛ زماني كه بروكس پيشنهاد داد اولين اپيزود مربوط به شخصيت «كمپ كراستي» بدل به يك فيلم سينمايي شود اما در آن زمان سريال روزهاي اوج خود را ميگذراند و طبيعي بود كه نويسندگان اين سريال بيشتر نگران سوژه تازه براي برنامه هفتههاي آينده باشند. آنها فرصتي براي بال و پر دادن به داستان يك اپيزود به منظور ساخت يك فيلم سينمايي نداشتند. البته اين تنها مشكل در توليد اين فيلم نبود و استوديو فاكس هر چقدر دست تهيهكنندگان سريال را در توليدات تلويزيوني باز گذاشته بود، در مورد فيلم سينمايي سختگير بود و تاكيد كرده بود ما بايد در جريان تمامي نسخههاي فيلمنامه باشيم و اگر آن را نپسنديديم پروژه ساخت فيلم به كلي منتفي است!  بروكس در اين زمينه ميگويد: آنها نميتوانستند اين موضوع را به سادگي قبول كنند و ما هم به اطمينان خاطر احتياج داشتيم تا بتوانيم در اين كار پيش برويم. شرايط كاملا نااميدكننده بود و ما بايد قبل از هر چيز به چراغ سبز استوديو براي حركت بسوي اقدامات بعدي فكر ميكرديم. اما بهجز اين تهيهكنندگان، شخص ديگري در استوديو فاكس علاقهمند اين سريال بود و بر صدور اجازه ساخت فيلم و تاييد فيلمنامه اصرار داشت. او تام راتمن مدير كنوني فيلم استوديو فاكس است كه بلافاصله پس از رسيدن به اين پست شرايط بروكس را پذيرفت. او در مورد اين اقدام ميگويد: بدون توجه به آنچه كه روي كاغذ نوشته شده بود، اگر جيم بروكس و مت گرونينگ از فيلم رضايتي نداشتند اين فيلم به نتيجه نميرسيد و اكران نميشد و اصرار مديران بر فيلمنامهاي كه مورد تاييد آنها نبود راه به جايي نداشت. ال جين ادامه ميدهد: رسيدن به پرده بزرگ سينما براي ما مثل كوهنوردي است كه قله اورست نهايت آرزوهايش است. ما بايد اين كار را انجام ميداديم چون توانايياش را داشتيم البته اكثر كساني كه در مقر توليد اين سريال بودند اعتقاد داشتند كه بهترين زمان براي ساخت اين فيلم زماني است كه پخش تلويزيوني آن به پايان رسيده باشد اما ما مطمئن بوديم كه اين باور راه به جايي نميبرد، چون سريال همچنان با قدرت پخش ميشد. نشانهاي هم از پايان آن نبود و ما به ناچار بايد كار را از جايي آغاز ميكرديم. در سال 2001 تمامي صداپيشگان اصلي قراردادي براي سه فصل ديگر به امضا رساندند و در عين حال موافقتشان را براي صداپيشگي در يك فيلم اعلام كردند. از طرفي بروكس تصميم گرفت تا براي اين فيلم از تمامي عوامل اوليه سريال استفاده كند و به همين دليل از ديويد سيلورمن (از كارگردانان اوليه سريال) براي ساخت فيلم استفاده كرد. سيلورمن براي اين كار از ادامه همكاري با استوديو پيكسار عذر خواست و استيو جابز به او گفته بود كه اگر به هر دليل ديگري اين كار را كرده بود تا ابد با او صحبت نميكرد! جين نيز مسئول نظارت بر فعاليت نويسندگان بود و در كنار آن مسئوليتهاي قديمياش در توليد اپيزوديك سريال را ادامه ميداد. تمامي نويسندگان و تهيهكنندگان اجرايي قبلي سريال هم به اين تيم اضافه شدند كه از آن جمله ميتوان به جورج ماير، جان ويتي، ديويد ميركين، مايك رايس و مت سلمن اشاره كرد. اما در اين ميان برخورد خوبي با كونان اوبراين مجري مشهور تلويزيوني به عمل نيامد. او كه در اوايل پخش اين سريال به عنوان نويسنده با تيم توليد اين سريال همكاري داشت در مورد بيمهري تهيهكنندگان فيلم ميگويد: من برنامهام را طوري تنظيم كرده بودم كه بتوانم يك سال در برنامه هفتگيام شركت كنم و در كنار آن با توليدكنندگان فيلم همكاري كنم و تمام اين كارها را با هزينه شخصيام انجام ميدادم و حتي آپارتماني به اين منظور اجاره كردم اما تهيهكنندگان فيلم پس از مدتي جواب تلفنهاي من را ندادند و من در نهايت عصبانيت و نااميدي از اين كار كنار كشيدم. پس از اينكه بهترين عوامل اين سريال در سال 2003 گرد هم جمع شدند آرا و عقايدي در مورد اين پروژه مشترك به تدريج مطرح شد. مت گرونينگ در مورد اين روزهاي پرتنش ميگويد: ايده ساخت فيلم بر اساس يك سريال موفق تلويزيوني هميشه با ترديد بررسي ميشود. فيلم ساوث پارك مدركي بود كه نشان ميداد ميتوان كاري جذاب و متفاوت از سريال ارائه داد. اگر شما با اين سريال آشنا نبوديد، فيلم خوبي را تماشا ميكرديد اما اگر با شخصيتها آشنا بوديد در آن صورت فيلم عالي بود. اما ايده اصلي فيلم مهمترين دغدغه سازندگان و عوامل بود: آيا بهتر نبود كه هومر سيمپسون و خانوادهاش درمييافتند كه از زندگي آنها به شكل مخفي فيلمبرداري ميشود؟ يا اينكه مارج، هومر را ترك كند و پس از مدتي با او آشتي كند؟ تعداد زيادي از اين گونه ايدهها مطرح شد تا اينكه گرونينگ مقالهاي در مورد آلودگي ناشي از انباشت زبالهها در حومه شهر را خواند و تصميم گرفت تا آن را به عنوان محور اصلي داستان انتخاب كند. هركدام از فيلمنامهنويسان ماموريت يافتند تا 20 صفحه از فيلمنامه را بنويسند و پس از دو هفته در يك نشست همگاني در مورد جزييات داستان تصميم گيري شد. بروكس ادامه ميدهد: ما نميخواستيم داستان 4 اپيزود را مخلوط كنيم و آن را فيلمنامه بناميم بلكه همه چيز بايستي در خدمت يك داستان بلند و واحد قرار ميگرفت. اين سختگيريها باعث شد تا گرونينگ براي يكي از صحنهها از جوليان كاونر(صداپيشه مارج سيمپسون) بخواهد تا 100 برداشت انجام دهد، هر چند كه گرونينگ اين سكانس را اكنون بهترين سكانس تاريخ اين سريال ميداند. در ماه مي 2005 صداپيشگان سريال– شامل دان كاستلانتا(هومر) جولي كاونر (مارج) ننسي كارت رايت (بارت)يردلي اسميت(ليزا) هري شرر(آقاي برنز)— خبر مهمي را دريافت كردند: فيلمنامه فيلم خانواده سيمپسون آماده است! كارت رايت در مورد اين خبر تكاندهنده ميگويد: من فيلمنامه را مقابلم ميديدم اما باز هم نميتوانستم آن را باور كنم .اما ظاهرا همه چيز جدي بود.اما فيلمنامه تنها عامل مهم در روند توليد فيلم به حساب نميآمد و با توجه به قدرت روز افزون سارقان اينترنتي حفظ داستان فيلم مهمترين نكته در دوران پس از توليد بود. در مارس 2006 تهيهكنندگان توانشان را در حفظ داستان فيلم به آزمون گذاشتند و تيزر فيلم را قبل از فيلم عصر يخبندان 2 در سينماها به نمايش گذاشتند. بروكس در اين زمينه ميگويد: براي ما مهم بود كه ببينيم تا چه حد ميتوانيم اسرار فيلم را حفظ كنيم و فكر ميكنم در اين كار موفق بوديم. اقدام بعدي تهيهكنندگان فيلم اكران بخشهاي مختلف فيلم براي علاقهمندان جدي سريال در شهرهاي مختلف امريكا بود كه موجب شد با اعمال نظر اين علاقهمندان چند شوخي در فيلم تغيير كند و بخشهايي نيز به فيلم اضافه شود تا در نهايت مدت زمان فيلم به 86 دقيقه برسد. در خلال فصل طلايي سريال سيمپسون (1989-1990) متوسط بينندگان سريال در هر هفته در آمريكا 27 ميليون نفر بود اما در فصل قبل اين تعداد به 8 ميليون نفر كاهش يافته بود اما تهيهكنندگان سريال از اين موضوع چندان نگران نيستند و جين تاكيد ميكند كه تاخير در ساخت اين فيلم صرفا براي كسب درآمد نبوده است و ما مدتها قبل براي ساخت اين فيلم برنامهريزي كرديم و اصلا هم نگران نبوديم چون هومي در سال 2007 همان قدر محبوب است كه در سال 1997 و يا 2010. اما بروكس در نهايت پيرامون اين تلاش چندين ساله ميگويد: راضي كردن تمام علاقهمندان اين سريال در فيلمي 86 دقيقهاي كه طي اين 18سال هر هفته پاي تلويزيونها مينشستند مثل اين است كه شما بخواهيد هومر سيمپسون را راضي از يك مغازه شكلات فروشي بيرون بكشيد، اين كار غيرممكن است! ترجمه: اميررضا نوري زاده انتشار: کارتون3000
|