| مصاحبه ای با"براد برد" کارگردان راتاتوئه |
| دوشنبه, 25 تیر 1386 14:45 | ||||||||
|
با براد برد كارگردان و فيلمنامهنويس استوديو پيكسار از بهترين فيلمسازان عرصه انيميشن محسوب ميشود. فيلم انيميشن «راتاتوي» دومين فيلم بلند او براي استوديو پيكسار است كه در اين هفته در سينماهاي جهان به اكران درآمده است. پوسترها و آنونس ابتدايي فيلم همه علاقهمندان انيميشن را شوكه كرده بود چون به عقيده اكثر مردم وجود يك موش در يك آشپزخانه مشمئزكننده است!! عكسالعمل بسياري از دوستانم به اين داستان هم عجيب بود. آنها به من ميگفتند كه چهطور ممكن است ديزني در مورد يك موش فيلم بسازد؟ پس چه شد كه استوديو پيكسار به سراغ ساخت اين فيلم رفت؟ زماني كه يان پينكووا ايده حضور يك موش آشپز را در پيكسار مطرح كرد، همه معتقد بودند كه اين داستان تنش فراواني را براي بيننده خواهد داشت چرا كه وجود يك موش در آشپزخانه يك مصيبت بزرگ است و از طرف ديگر حضور عادي او در جامعه غيرممكن به نظر ميرسد، اما در عين حال همه از اين ايده به هيجان آمده بودند و مراحل پيش توليد زماني آغاز شد كه من در حال ساخت فيلم خارقالعادهها بودم. پس از اين كه ساخت فيلم خارقالعادهها را به پايان رسانديد، استوديو پيكسار در يك اقدام ناگهاني تصميم گرفت تا شما را با يك فيلمنامه جديد جايگزين يان پينكووا كند كه حدود چهار سال بر اين پروژه نظارت داشت. چه دليلي براي اين جايگزيني ناگهاني وجود داشت؟ ![]() اين اتفاق در تابستان 2005 رخ داد و در آن موقع من در تعطيلات بودم. دو روز از تعطيلاتم گذشته بود كه استيو جابز با من تماس گرفت و بعد جان لستر از من خواست كه همان روز تعطيلاتم را پايان بدهم و به آمريكا برگردم. اگر شما پاسخ منفي به درخواست آنها ميداديد چه اتفاقي رخ ميداد؟ من براي آنها و نظراتشان احترام زيادي قائل هستم و ميدانستم كه در زمان ساخت فيلم داستاني اسباببازي 2 هم اتفاق مشابهي رخ داده بود. من از اين ايده خوشم آمده بود و شرايط آنها هم كاملاً منطقي بود. اما برخي ميگويند كه اين كار مثل قبول سرپرستي كودك ديگران است؟ قبل از اين كه حضور من در اين پروژه قطعي شود تحقيقاتي در اين زمينه انجام شده بود و من از مارك اندروز كه در فيلم خارقالعادهها ناظر فيلمنامه بود، استفاده كردم. ما يك فيلمنامه كاملاً متحول شده را كار كرديم و فقط از دو سكانس فيلمنامه قبلي استفاده كرديم، بنابراين كار من ارتباط چنداني با فيلمنامه نداشت كه برخي بخواهند اين استنباط را داشته باشند. ساخت فيلم غول آهني از مرحله تكميل فيلمنامه تا اكران حدود دو سال و نيم به طول انجاميد اما براي اين فيلم فقط 18 ماه فرصت داشتيد، آيا اين قضيه ايجاد تنش نميكرد؟ شايد در نگاه اول اينطور به نظر برسد. كار در اين شرايط روي يك انيميشن كه به اعمال دقت نياز دارد، غيرممكن خواهد بود اما من بايستي در اين زمينه تصميمگيري ميكردم و شرايط كار هم تا حدي براي من آماده شده بود. پس شما از اين كه روي پروژه كارگردان ديگري كار كنيد، ابايي نداشتيد؟ يان كارگردان مستعدي است ولي در مراحلي از كار شايد حضور يك ايده و ديد تازه بتواند قالب كار را كاملاً تغيير دهد. او از فيلمنامهاي كه در اختيار داشت چندان راضي نبود و پيكسار تصميم گرفت در عوض دست كشيدن از توليد اين فيلم به سراغ يك كارگردان ديگر برود. از اين دست اتفاقات در سينما بسيار رخ داده است براي مثال در دهه 80 قرار بود اريك اشتولز هنرپيشه اصلي فيلم بازگشت به آينده باشد اما حضور او نتيجهاي كه مدنظر رابرت زمهكيس بود را تأمين نكرد و مايكل جيفاكس جايگزين شد كه اكنون تصميم درستي به نظر ميرسد و حتي خود اريك اشتولز هم به اين موضوع اذعان دارد. براي توليد فيلم با چه مشكلاتي مواجه شديد؟ در مراحل اوليه توليد اين چنين استنباط شده بود كه به دليل حساسيت مردم به ويژه خانمها به موش، شايد بهتر باشد كه دم آنها حتيالامكان كوتاه باشد و چهره ظاهري آنها با موشها اندكي تفاوت داشته باشد و حتي شرايط طوري باشد كه آنها روي دو پا بايستند ولي من همه اين شرايط را عوض كردم و اصرار كردم كه آنها مجدداً روي چهار پا بايستند و از نظر فيزيكي هم چندان تغييري در آنها ايجاد نشود. نحوه انتخاب پاتون اسوالت براي صداپيشگي نقش رمي چگونه بود؟ يافتن صداپيشه براي اين نقش بسيار دشوار بود. من از ابتدا اين موضوع را ميدانستم. حتي چند نفر هم از منابع مختلف به من پيشنهاد شدند ولي چنگي به دل نميزدند تا اين كه يك روز كه داشتم در راديو برنامه كمدي «بلك انگس» را ميشنيدم متوجه شدم كه پاتن ميتواند صدا پيشه اصلي كارتون من باشد. حضور او براي اين نقش مدرك ديگري براي اين فرضيه جديد است كه كمدينها ميتوانند صداپيشههاي خوبي در كمديها باشند. ![]() پيكسار در اين زمينه سابقه بسيار خوبي داشته است. به نظرم دليل موفقيت آنها در كارتونها ميتواند اين باشد كه كمدينها غالباً در سينما تنها با اتكا بر ديالوگها و استعدادشان و نه جلوههاي ويژه و يا نورپردازي فوقالعاده مردم را سرگرم ميكنند و اين موجب ميشود تا به هنگام صداپيشگي مشكل چنداني نداشته باشند. اما چرا از لو رومانو طراح توليدفيلم خارقالعادهها براي صداپيشگي نقش لينگويني استفاده كرديد و به جاي او از يك هنرپيشه بهره نگرفتيد؟ چون معتقدم كه افراد بايد براساس انطباقشان با شخصيتها و نه پيشينه هنريشان انتخاب شوند ولو شرايط صداپيشگي اين نقش را به طور كامل دارا بود. اما حضور پيتر اوتول به عنوان صداپيشه نقش آنتون اگو همه را متعجب كرد! من از ابتدا و در مرحله نگارش فيلمنامه پيتر اوتول را براي اين نقش در نظر گرفته بودم. البته ميدانستم كه او تا به حال در هيچ پروژه انيميشني حاضر نبوده است ولي زماني كه با او تماس گرفتم، او از اين فيلم استقبال كرد. يكي از نكات قابل توجه ظاهر خوب غذاها در اين فيلم است. حتي راتاتوي كه غذايي گياهي و بيرنگ و لعاب است، در فيلم شما اشتهاآور به نظر ميرسد! تمام اين قسمت مربوط به تلاشهاي يان پينكووا است و من در اين قضيه هيچ دخالتي نداشتم. ارائه ظاهري اشتهاآور براي غذاها در اين فيلم كار مشكلي بود چون با طراحي كامپيوتري غذاها بيشتر شبيه پلاستيك هستند مگر اين كه شما تمهيدات ويژهاي داشته باشيد. در مورد فيلم بلند خانواده سيمپسون چه نظري داريد؟ من به شدت در انتظار تماشاي اين فيلم هستم البته ديويد سيلورمن و جيم بروكس از من خواستند تا در اين فيلم مشاوره بدهم ولي من به دليل آن كه مشغول فيلم خارقالعادهها بودم نتوانستم كمك چنداني به آنها بكنم. من در دورهاي كه با آنها در سري سيمپسون كار ميكردم چيزهاي زيادي ياد گرفتم و همين باعث شد تا بتوانم فيلم غول آهني را بسازم. البته يكي از شباهتهاي اين دو انيميشن اين بود كه هيچكدام براي بچهها ساخته نشدند. من هم نظر شما را تاييد ميكنم چون هميشه معتقد بودم انيميشن ميتواند مخاطباني فراتر از كودكان داشته باشد.
مرجع : همشهری آنلاین مترجم: اميررضا نوريزاده انتشار: کارتون3000
Powered by !JoomlaComment 3.26
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."
|

